تبليغاتX
.•*¤`°•دل نوشته.•*¤`°•

.•*¤`°•دل نوشته.•*¤`°•

ღღ♥ღღ♥ღღ♥مــــن هستــــم♥ تــو هـــم بــــاش♥ღღ♥ღღ♥ღ

.:واسه رویای من،بهترین تعبیـــــری:.

¤¤ 

 

  ¤¤  ¤¤  ¤¤  ¤¤  ¤¤

نگاه که میکنی فقط می شود عاشقت شد...

فقط می شود کمی از حیای چشمانت را امانت گرفت و آرام گفت: دوستت دارم...

وقتی که نگاهت نیست ....

فقط می شود تکرار کرد: دوستت دارم...

فقط می شود عاشقت ماند.

تو همه عمر من هستی ...

تو همه وجودم هستی ...

تو تنها دلیل بودن من هستی ...

تو مهربان ترینم هستی ...

وقتی تو را دارم گویا همه دنیا و زمانه مال من است !

همین که تو را دارم مرا بس؛ دیگر غمی نیست !

وقتی تو با من هستی از هیچ چیز نمی ترسم !

وقتی تو با من هستی از خدا می خواهم دیرتر مرا پیش خود ببرد !

وقتی تو با من هستی نگاهم فقط به دنبال توست !

وقتی تو با من هستی ...

تو تنها عشق من هستی؛ آنقدر دوستت دارم که حتی خدا هم متعجب است !

آری؛تو تنها "عشق" من هستی !

 ¤¤سلام به همه ی دوستای خوبمون تو این دنیای مجازی. یه مدت نبودم چون واقعا سرم شلوغه.

از همه معذرت می خوام چون نرسیدم به خیلیا سر بزنم.و میدونم ازم ناراحتین...........اما سینا به همه سر زده و منم تا جایی که تونستم خوندم اما دیگه وقت نشده کامنت بذارم ¤¤

به خدا صبح تا ظهر کلاسم تا میام ناهار میخورم و میرم روباتیک و مشغول و کلاس ابزار و ساخت و .....

از اونجاام خسته میام فقط میرسم یه نگاه به درسام بندازم ........ ولی خب خدارو شکر داره خوب پیش میره 13-14 آبان مسابقات شروع میشه و باید 5-6 روزی بریم تهران و تمام خستگیمون برطرف میشه. خدا کنه رتبه بیاریم که این خستگی حســــــــــــــابی برطرف شه و بعدشم دیگه بچسبیم به درسا که کلی عقبیم همه به فکر درساشونن ما همه ش توفکرِ روبات و قطعات و برنامه نویسی و ......¤

من دیروز مریض شدم خفــــــــــــن خیلی حالم بد بود تازه اوش بود رفتم دکتر دوتا آمپول داد هیچ کدوم و نزدم با کمالِ پررویی چون دیگه جوجویی پیشم بود بدنمم درد نمی کرد.تا جمعه هم بهم استراحت داد ¤¤خداییش دیشب خیلی خوب بود.سینایی واقعا ازت ممنونم ممنون که تنهام نذاشتی و آرومم کردی نمی دونم چی داری که وقتی میگی پیشتم دیگه هیچی و حس نمی کنم.دیشب گفتی یه قلب که عاشق منه......اما قلب منم هست....... قلبم منم هر ثانیه به عشق تو می زنه واسه همینه لحظه به لحظه بودنت رو حس می کنه و آروم میشه.قلب که آروم باشه دیگه آدم هیچی و حس نمی کنه.  ¤¤

سینای خوبم ممنونم ازت واسه همه چی واسه اینکه دوسالِ قلبم و مال خودت کردی و دارم با بودنت از لحظه به لحظه های زندگی لذت می برم و معنی ذره ذره ش و میفهمم. ممنونم. ¤

فقط میتونم بگم:

«خیلـــــی دوســــت دارم         ........           عــــــــاشـقـتـــــــــــم»  ¤¤

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اگه عاشق باشی،دوری هم شیرینه               لحظه هامون رنگه،شادی و میبینه

  ¤¤                                     Tina   ¤¤

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 9:52  توسط .*•. .•*سیناوتینا.*•. .•*  | 

دلم.....تنگه

                                    

داشتم عکاسامونو نگاه می کردم تینا ....

دلم خیلی گرفته بود دلم واسه اون چند روزه با هم بودنمون یه ذره شده تینا.داشتم عکسامونو نگاه می کردم دلم بیشتر گرفت . یاده روزه اول افتادم کناره میدون کلی نشتیم و اصلا دیگه هیچی واسمون مهم نبود که کسی بیاد گیر بده یا نده ....

نشسته بودیم با خیال راحت تووی یه ذره سایه و کادو هامو یکی یکی بهم میدادی و با هم باز می کردیم با چه شوقی که حالا این کادو چی توشه!!!

یاده عکسایی افتادم که با هم توی خونمون گرفتیم روز آخر آخرین لحظه های با هم بودنمون بود بعدش که موقع رفتنت شده بود می خواستی بری و منم شبش بلیط داشتم  قول دادم زود بر گردم و الان نزدیک دو ماه که هنوز بر نگشتم...

دلم واسه کنار تو بودن تنگ شده که بشینی توی بقلمو با موهات بازی کنم توی چشمات نگاه کنم و به حرفاشون توجه کنم. کاش بشه بازم کنار هم ببینیم همو کاش یه فرصت دیگه پیش بیاد همو توی بغل هم ببینیم....

دلم گرفته بود دلم می خواست گریه کنم مثل یه بچه....

منم آدمم منم دلم میشکنه کی میگه مرد گریه نمیکنه....من پسرم اما گریه می کنم چون دلم واست بیش از حد تنگ شده....

منو ببخش اگه دلتو شکوندم حتی منو ببخش واسه ی دیشب ازت معذرت میخوام توی بد شرایطی بودی اما کم کاری کردم منو بازم ببخش عشق جاویدم....از دلت در میارم

پ.ن : واست میل گذاشتم تینای من امید وارم وقتی می بینیش بتونه یه کم خوشحالت کنه....

                       .....   عاشقتم عشق بی نهایتم......   *sina*


چقدر بده آدم چندبار یه حرف رو بزنه اما بهش عمل نکنه.

چقدر بده آدم انقدر بدقول و بی انصاف شه که دیگه هیچ کس رو حرفاش حساب نکنه.چقدر بده یه آدم نتونه دیگران رو درک کنه.

چقدر بده که آدم همیشه حرف بزنه اما یک بارم عمل نکنه.

همیشه فکرکنه با وعده و وعید می تونه کارا رو درست کنه اما بلافاصله بعدش خرابش می کنه و حتی به یکی از اون حرفا هم عمل نمی کنه.

چقدر بده آدم نسبت به کسی که این کارا رو انجام میده حس بدی پیدا کنه و این حس با کاراش روز به روز بدتر شه.

چقدر بده که همون آدم همیشه منت می ذاره واسه بودنش درکنارت.

چقدر بده که تونه بعداز دوسال احساسات من رو درک کنه.

چقدر بده بعداز دوسال نتونه بفهمه من از چی ناراحت میشم از چی خوشحال.

چقدر بده که حتی نتونه ثابت کنه دوست داره و فقط این جمله رو به عنوان نقطه ضعف استفاده کنه و آدم نتونه معنیِ اصلیش رو بفهمه.

چقدر بده آدم عاشقِ یه آدم باشه که این جوری باشه.

|تینا|

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 13:41  توسط .*•. .•*سیناوتینا.*•. .•* 

تماشا کن ....تماشا کن....چه بی رحمانه زیبایی

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده

شب از جایی شروع میشه که ت...و چشماتو می بندی

تورو آغوش می گیرم تنم سر ریزه رویا شه

جهان قدر یه لالایی توی آغوش من جا شه

تورو آغوش می گیرم هوا تاریک تر میشه خدا از دستای تو به من نزدیک تر میشه

تماشا کن تماشا کن.... چه بی رحمانه زیبایی.

                                                                                                          sina'

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 11:36  توسط .*•. .•*سیناوتینا.*•. .•*  |